تبليغاتX

Get your own Chat Box! Go Large!

::: منبع کد آهنگ :::

ایران
در طي سال ٢٠٠٦ ده ها روزنامه‌نگار برای انتشار مقالات انتقادی‌ شان بازداشت شدند. برخی از آنها در شرایط دشوار و بدون داشتن حق دسترسی به وکیل در بازداشت‌گاه های مخفی زندانی بودند. با آنکه تعداد زندانیان کاهش یافته است، اما بسیاری از روزنامه‌نگاران قربانی تعقیب قضایی بی پایان و تهدیدهای مداوم برای انجام وظیفه خود هستند
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1386/03/13 و ساعت 21:20 |
آبسيجي اوباش دانشجوي دختر دانشگاه آزاد اراک را مضروب کرد گزارش دريافتي: چندي قبل يک دانشجوي دختر دانشگاه آزاد اراک توسط يکي از بسيجي هاي اين دانشگاه مورد ضرب وشتم قرار گرفت. ماجرا از اينجا شروع شد که دانشجويان توسط اتوبوس از محل شهرک دانشگاهي عازم مرکز شهر بودند که پس از توقف اتوبوس به يکباره اين بسيجي اوباش که دانشجوي دانشکده علوم انساني دانشگاه آزاد اراک است دانشجوي دختر را مورد ضرب وشتم قرار داد . بسيجي اوباش دليل خود را خنده هاي بيش از حد دختر دانشجو در اتوبوس اعلام کرد و پس از اعتراض دانشجويان وي اعلام کرد پدر من شهيد شده است هر کاري دوست داشته باشم ميکنم. اين اولين باري نيست که حراست دانشگاه اراک بدون توجه به اين گونه مسائل راه را براي حکم فرمايي اوباش بسيجي در دانشگاه باز کرده است . نکته قابل توجه در اين ماجرا عدم احضار اين بسيجي به کمتيه انضباطي است و گويا حراست دانشگاه براي اينگونه اعمال جايزه هم تعيين کرده است. دانشجويان تهديد کردند در صورتي که با اين بسيجي هر چه سريعتر برخورد صورت نگيرد خودشان براي تنبيه اين فرد اقدام خواهند کرد .

+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1386/03/13 و ساعت 21:14 |
 آيا زنان شما که احتمالا حجاب اسلامی مورد قبول شما و جامعه اسلامی را دارند جرات و جسارت خارج شدن از خانه در ساعت۱۰ شب را دارند؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1386/03/13 و ساعت 20:59 |
 در کشوری که زمانی گهواره هنرو شعر و موسيقی بود، اکنون صدا وآواز زن ممنوع است.!!....

تالار موسيقی پاريس مشهوربه «سيته دولاموزيک» در چارچوب هنر آواز زنان برنامه ای را تحت عنوان «آوای زنان شرق»  امروز به روی صحنه برد.  دو خانم ايرانی  به نام خواهران وحدت در اين برنامه  به آواز خوانی پرداختند.

                                     

 

خانم دلفين مينوئی در باره مه سا وحدت و خواهرش مينويسد مه سا ۳۳ ساله را ميتوان در نقش طبيعی يک خواننده زن که در کشورش و در برابر هم ميهنانش آواز ميخواند مجسم کرد. اما وی بلافاصله اضافه ميکند در کشوری که زمانی گهواره هنرو شعر و موسيقی بود، اکنون صدا وآواز زن ممنوع است.!!....

 از انقلاب(!) ۱۳۵۷ به اين سو همه چيز مردانه - زنانه شده است، حتی صدا!.... خانم وحدت در پنهان ملودی ها  وآوازش را تمرين ميکند. انقلاب اسلامی در ابتدا موسيقی را بجز موراد سرود و مارش های انقلابی ممنوع ساخت. و به اين ترتيب بيشتر خوانندگان، ايران را به سمت دورترين مناطق ترک کرده و بيشترشان به لس آنجلس رفتند. مه سا وحدت آواز های دوره قاجار را ميخواند ولی حکومت صدای زن را ممنوع کرده است.

خانم مينوئی مينويسد نکته تعجب آور اين است که ممنوعيت آواز زن در هيچ متن قانونی مشاهده نميشود. حکومت صدای زن را ممنوع کرده و مه سا وحدت در سال های کودکی و نوجوانی زير نظر هنرمند ديگر ايرانی خانم پری مالکی تعليم گرفته و حالا خود شاگردانی دارد.

در ايران مذهبيون(!) معتقدند صدای زن تحريک کننده اميال جنسی در مرد است!! و لذا زن خواننده نبايد تنها در حضور مردان آواز بخواند. اين اواخر آواز کرتوسط گروه زنان در برابر بيننده زن و مرد مجاز شناخته شده است. خانم مه سا وحدت قرار است به همراه همسر موسيقيدانش، اتابک الياسی، صفحه ای را که حاصل کار مشترکشان است به دليل ممنوعيت در داخل، در خارج از ايران منتشر کنند. در وضعيتی که با يک فتوا ميشود جای اجازه و ممنوعيت را تعويض کرد، آزادی هنر و هنرمند را کسی نميتواند تضمين کند.....

+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1386/03/13 و ساعت 20:54 |
: با انتخاب احمدی‌نژاد، طیف «اصلاح‌طلب» اوج‌گیری جریان فاشیستی را نهیب زد و از شنیده شدن صدای پای فاشیسم در ایران خبر داد. «اصطلاح‌طلبان» با از دست دادن موقعیت پیشین خود در سلسله مراتب قدرت در جمهوری اسلامی سعی در تعمیم وضعیت پادرهوای خود به تمامی جنبش‌های اجتماعی و مردمی معترض و متوقع داشتند
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1386/03/13 و ساعت 20:49 |
جمهوری  اسلامی هر سال با شروع فصل گرما تب وحشی گری اسلامیش علیه زنان و جوانان در سطح جامعه به بهانه "بد حجابی" بالا میرود. این سیکل بی پایانی است که هر سال ابعاد جدیدی به خود میگیرد. به این دو اظهار نظر دقت کنید. یک دختر جوان میگوید:" چرا بايد پوششم را تغيير بدهم؟

 من هميشه همينطور به خيابان می آمدم. دوستانم هم همينطور!" اما دید و برداشت آخوندهای کپک زده ای مانند مکارم شیرازی در مورد  حجاب در ایران این گونه است." يک ايرانی که استاد يکی از دانشگاه‌های آمريکاست به بنده می ‌گفت از نظر وضع حجاب نه خيابان‌ های آمريکا مثل خيابان ‌های ايران است و نه دانشگاه‌ های آمريکا مثل دانشگاه‌ های ايران. می‌گفت که من از وضعيت برهنگی و بدحجابی در ايران وحشت دارم."                       
دو سخن متفاوت از دوسوی یک جدال حاد در جامعه. یکی میگوید کوتاه نخواهد آمد، دیگری اعتراف میکند که در این جدال اجتماعی بر سر حجاب از زنان شکست خورده ایم. صف آرایی  شادی، نشاط و عشق به زندگی کردن در مقابل تحجر، سنن عقب مانده و اسلامی به وسعت جامعه قابل دیدن است.                     


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1386/03/13 و ساعت 20:44 |
جمهوری  اسلامی هر سال با شروع فصل گرما تب وحشی گری اسلامیش علیه زنان و جوانان در سطح جامعه به بهانه "بد حجابی" بالا میرود. این سیکل بی پایانی است که هر سال ابعاد جدیدی به خود میگیرد. به این دو اظهار نظر دقت کنید. یک دختر جوان میگوید:" چرا بايد پوششم را تغيير بدهم؟

 من هميشه همينطور به خيابان می آمدم. دوستانم هم همينطور!" اما دید و برداشت آخوندهای کپک زده ای مانند مکارم شیرازی در مورد  حجاب در ایران این گونه است." يک ايرانی که استاد يکی از دانشگاه‌های آمريکاست به بنده می ‌گفت از نظر وضع حجاب نه خيابان‌ های آمريکا مثل خيابان ‌های ايران است و نه دانشگاه‌ های آمريکا مثل دانشگاه‌ های ايران. می‌گفت که من از وضعيت برهنگی و بدحجابی در ايران وحشت دارم."                       
دو سخن متفاوت از دوسوی یک جدال حاد در جامعه. یکی میگوید کوتاه نخواهد آمد، دیگری اعتراف میکند که در این جدال اجتماعی بر سر حجاب از زنان شکست خورده ایم. صف آرایی  شادی، نشاط و عشق به زندگی کردن در مقابل تحجر، سنن عقب مانده و اسلامی به وسعت جامعه قابل دیدن است.                     
این مبارزه  بعد از سرکوبهای سال ٦٠ که  زنان را به زور مجبور به رعایت حجاب اسلامی کردند شروع و تا کنار زدن کامل حجاب ادامه خواهد داشت. زنان در طول عمر نکبت بار جمهوری اسلامی حاضر به تن  دادن به پوشش اسلامی نبوده و نیستند. با نوع پوشش خود تمسخر به نوع اسلامی و دولتیش در سطع جامعه را گسترش داده اند. زنان به جناحهای مختلف جمهوری اسلامی حالی کردند که این حجاب و قوانین ضد زن حاکم را نه تنها قبول ندارند بلکه روزانه با زیر پا نهادن ارزشهای  اسلامی با آن مبارزه میکنند.                
بیش از یک ماه از طرح آنچه "مبارزه با بد حجابی" خوانده میشود میگذرد. هر چند نیروهای سرکوبگر رژیم  با نشان دادن وحشی گری اسلامی درصدد گسترش فضای رعب و وحشت هستند اما این طرح هم مثل طرحهای گذشته با شکست مواجه خواد شد. زنان و دختران و جوانان عملا با پوشش جدید که هیچ شباهتی به حجاب مورد نظر دولت ندارد حجاب را بیشتر  مورد تمسخر قرار میدهند. امروز پوشیدن لباسهای کوتاه، روسریهای نواری و آرایش زنان و دختران جوان به سلاحی تبدیل شده است که جمهوری اسلامی  را با چالش هویتی مواجه کرده است.                                  
در عصر انفورماتیک و انفجار اطلاعات تلاش برای جنایی کردن پوشش آزادنه لباس بعنوان ابتدایی ترین حق انسان به بهانه دین و خدا و سنت نتیجه ای جز شکست و رسوایی برای بانیان اسلامی آن در بر ندارد.           
گرچه رژیم تلاش میکند که از موقعیت بدست آمده در سطح بین المللی محملی برای سرپوش نهادن بر معضلات داخلیش استفاده کند اما تجربه ثابت کرده است که کشمکش رژیم با مردم بر سر هویت سیاسی و اسلامیش است و تا سرنگونی  آن ادامه خواهد داشت. مردم مرعوب این اقدامات رژیم نخواهند شد. مسئله پوشش زنان مرکز ثقل این تقابل  است که رژیم برای آن جواب ندارد. سرکوب و زندانی کردن زنان به بهانه "بد حجابی" روی دیگر سکه تعرض به بخشهای دیگر جامعه  است.                 
 این تعرض رژیم تاکنون با مقابله  مردم مواجه بوده است. اعتراضات پراکنده و تک موردی در مقابل گستردگی این تعرض رژیم  کافی نیست. تعرض به زنان، جوانان و دانشجویان مستلزم اعتراضات سراسری در همه شهرهاست.                     
مردم باید در مقابل این توحش افسار گسیخته اسلامی سدی را ببندند . نباید اجازه داد ماموران رژیم به آسانی دختران و پسران جوان را با خود ببرند و یا برای آنها ایجاد مزاحمت کنند.راه میانه ای وجود ندارد.                     
 باید متحد و متشکل در هر جا که به زنان و جوانان تعرض میشود در محل به آن جواب داد.           


+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1386/03/13 و ساعت 20:42 |
طبق اظهارات حضرتعالی «دادستان در طرح دعوا بيطرف بوده و دادستان‌ها عین قضات دادگاه خودشان را نماينده و حامي مردم و نه حقوق دولت مي‌دانند». اما در ماجرای نشریات مجعول دانشگاه امیرکبیر، قاضی حداد که هم معاون دادستان است و هم قاضی پرونده از جایگاه بی طرفی خارج شده و اصل را نه بر برائت که بر وقوع معصیت گذارده است. اگر تا دیروز اظهارات بی طرفانه مسئولین قوه قضاییه مایه آرامش و اطمینان دانشجویان بی گناه بود، امروز اظهارات پیش داورانه و جهت دار فردی که در جایگاه خطیر قضاوت نشسته بر دامنه نگرانی های دانشجویان و خانواده های مضطرب 6 دانشجوی بازداشت شده افزوده است
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1386/03/13 و ساعت 20:42 |
دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند تبريز گفت: « هفته گذشته بنده، بهمن خليلي نماينده دانشجويان در نشريات دانشجويي و مديرمسوول نشريه «به همين سادگي» و اسماعيل سلماني دبير كانون فيلم و عكس به كميته انضباطي احضار شديم.» در پی برگزاری تحصنی صنفی در دانشگاه ایلام توسط دانشجویان 4 دانشجوی این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شدند و دو تن از ایشان حکم اخطار کتبی از کمیته انضباطی دریافت نموده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امید در شنبه 1386/03/12 و ساعت 13:29 |
در اين جلسه دكتر رهايي بيان داشتند كه مساله را پيگيري كرده و هر هفته جلساتي با مسوولان دادگاه انقلاب در اين خصوص دارند. در اين جلسه گفته شد كه سعي مي‌شود تا هفته آينده دانشجويان به قيد وثيقه آزاد شوند. در اين جلسه خانواده‌هاي دانشجويان نسبت به وضعيت فرزندانشان ابراز نگراني كردند
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امید در شنبه 1386/03/12 و ساعت 13:24 |
نیما گرشاسبی به «یک ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات و محرومیت از تسهیلات رفاهی تا پایان تحصیل» و پدارم رفعتی و محمد یوسف رشیدی به «دو ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات و محرومیت از تسهیلات رفاهی تا پایان تحصیل» محکوم شده اند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امید در شنبه 1386/03/12 و ساعت 13:21 |

دانش جویان چپ و آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های ایران، به ویژه در مقطع 16 آذر سال گذشته، صف خود را از گرایشات ناسیونالیستی، لیبرالی و مذهبی جدا کرده اند. و این جدایی را نه تنها در سطح نظری با دفاع از سوسیالیسم مارکس و انگلس و لنین، بلکه در پراتیک خود نیز به نمایش می گذارند، مسیر سیاسی و اجتماعی درستی را در پیش گرفته اند.

تاکید این رفقا، بر پیوند جنبش دانش جویی، جنبش زنان و دیگر جنبش های برابری طلب و تحت ستم با جنبش کارگری، جهت گیری کارگری - طبقاتی آن ها را به روشنی در مقابل جامعه قرار می دهد. آن ها بر این امر واقفند که اگر جنبش کارگری در پیشاپیش همه این جنبش ها، طرح ها و نقشه عمل های آگاهانه و هدفمند خود را در مبارزه طبقاتی دایمی بر علیه سیستم سرمایه داری از یک سو، و سازمان دهی انقلاب اجتماعی برای برانداختن حاکمیت طبقه سرمایه دار و تحقق حاکمیت طبقه کارگر را با افق و چشم انداز سوسیالیستی در مقابل خود و کل جامعه قرار دهد، سرمایه داران و حکومت آن ها جرات نخواهند کرد به سرکوب های اجتماعی دست بزنند. و فقر و فلاکت اقتصادی را بر مزدبگیران تحمیل کنند. اما مهم ترین ضعف امروزی طبقه ما، پراکندگی اعتصابات و اعتراضات و عدم تشکل سراسری این طبقه است. اگر همین امروز اعتصابات و مبارزات اجتماعی جاری در جامعه ایران، رهبری و تشکل سراسری خود را با اتکاء به روابط و مناسبات شورایی پیدا کند، نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی، هرگز جرات نخواهند کرد به این شکل وحشیانه و عنان گسیخته در خیابان ها به زنان و جوانان هجوم وحشیانه ببرند و فعالین جنبش کارگری، جنبش زنان و جنبش دانش جویی را تهدید و تعقیب و زندانی کنند.

طبقه ما، یک طبقه قدرتمند اجتماعی و تنها طبقه ای است که کل بشریت را از یوغ و ستم و استثمار سیستم کاپیتالیستی رها خواهد کرد. بنابراین، حضور فعال در مبارزه متشکل و متحد این طبقه، خدمت بزرگی به انسان و نیازها و آزادی هایش است.

از جمله اقدام عملی دانش جویان چپ و آزادی خواه دانشگاه های تهران، در پیوند جنبش دانش جویی با جنبش کارگری، ابتکار و طرح جدیدی است که آن ها در شرایط کنونی در دفاع از کارگران زندانی محمود صالحی، شیث امانی و صدیق کریمی و اخراجی و صندوق اعتصاب آغاز کرده اند.

این طرح از روز یک شنبه ششم خرداد، با قرار دادن صندوق های جمع آوری کمک مالی و همچنین پخش بروشورهای این برنامه در دانشگاه تهران آغاز به کار کرد که مورد استقبال دانش جویان این دانشگاه قرار گرفت.

درباره این اقدام انسانی و اجتماعی، در بروشورهایی که توسط این دانش جویان منتشر شده است می خوانیم:
«محمود صالحی، شیث امانی و صدیق کریمی کارگران زندانی هستند که به دلیل تلاش برای برگزاری مراسم مستقل روز جهانی کارگر در زندان به سر می برند. جنبش دانش جویی که طی چند ساله اخیر با شعار اتحاد جنبش دانش جویی با جنبش کارگری به صحنه آمده است باید برای کمک به حضور نیرومند جنبش کارگری در مبارزات اجتماعی و سیاسی و اعلام همبستگی خود با کارگران گام های عملی جدی بردارد. کمک به شکل گیری صندوق اعتصاب و جمع آوری کمک مالی برای کارگران زندانی و اخراج شده از جمله این گام های عملی است. در این راستا عده ای از فعالین جنبش دانش جویی تصمیم به اجرای "طرح حمایت از کارگران زندانی" گرفته اند تا گامی کوچک در این راستا بردارند. تمامی وجوه حاصل از فروش جزواتی که در دست دارید و نیز کمک های مالی به این صندوق، در اختیار خانواده های این سه کارگر زندانی قرار خواهد گرفت. دست تمامی کسانی را که برای ساختن دنیایی بهتر می جنگند به گرمی می فشاریم.»

این طرح از روز یک شنبه ششم خرداد، در دانشکده حقوق دانشگاه تهران آغاز به کار کرد. و در ادامه این طرح روز دو شنبه هفتم خرداد، دانشکده های ادبیات و علوم دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه به این طرح پیوستند.

در دانشکده های ادبیات و علوم دانشگاه تهران این اقدام با ممانعت و برخورد حراست مواجه شد و دو تن از دانش جویان به ساختمان مرکزی حراست منتقل شدند. همچنین عده ای از اعضای انجمن اسلامی در دانشگاه صنعتی شریف سعی کردند تا مانع از برگزاری این طرح در دانشگاه شریف شوند.

دست این دانش جویان را باید به گرمی فشرد و به حمایت و پشتیبانی همه جانبه از طرح آن ها برخاست. شکی نیست که این طرح از یک سو الگویی برای دانش جویان چپ و آزادی خواه دانشگاه های سراسر ایران خواهد بود و از سوی دیگر طبیعی ست که همه فعالین جنبش های اجتماعی در ایران، در دفاع از این طرح انسانی، آن را به بخش های دیگر جامعه و میادین شهرها، به ویژه به کارخانه ها و صنایع بزرگ کارگری بکشانند.

مسلم است که اگر کارگران صنایع بزرگ هم چون صنایع نفت، پتروشیمی، ماشین سازی و غیره به دفاع از مبارزه بر حق خود و کل کارگران از جمله حق آزادی تشکل، اعتصاب و بیان، افزایش دستمزدها متناسب با تورم و گرانی واقعی در بازار برخیزند و خواهان آزادی فوری محمود صالحی، شیث امانی و صدیق کریمی کارگران زندانی و دیگر زندانیان سیاسی و همچنین لغو حکم پنج سال زندان تعزیری منصور اسانلو شوند، سران و سرکوبگران حکومت سرمایه داری اسلامی، جرات و قدرت مقابله با آن ها را نداشته و عقب نشینی خواهند کرد.

با امید و آرزوی این که فعالین کارگری صنایع بزرگ هر چه زودتر موانع سر راه خود را پشت سر بگذارند و به طور علنی دست اندرکار سازمان دهی تشکل های مستقل توده ای در کلیه واحدهای کارگری شوند.

شایان ذکر است که شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران، منصور اسانلو، رييس هيات مديره سنديكای شركت واحد را به تحمل پنج سال حبس تعزيری محكوم كرد. به گزارش خبرگزاری های حکومتی، قاضی شعبه مزبور پس از رسيدگی به اين پرونده، اين فعال كارگری را به اتهام «اقدام عليه امنيت ملی» به تحمل چهار سال حبس و بابت اتهام «تبليغ عليه نظام» به تحمل يك سال حبس و در مجموع به تحمل پنج سال حبس تعزيری محكوم كرد.

همچنین کمیته دفاع از محمود صالحی، هشتم خرداد، اعلام کرده است که طی تماس تلفنی محمود صالحی با نجیبه صالح زاده، دوشنبه  هفتم خرداد، وی اطلاع داد که وضعیت جسمانی اش  بسیار بحرانی است به طوری که درد کلیه همراه با افت فشار، سلامتی وی را به مخاطره انداخته و خواستار رسیدگی فوری پزشکی به وضعیت جسمانی اش شد.
این کمیته، بار دیگر از  کارگران و تمامی انسان های برابری طلب و آزادی خواه درخواست کرده است که خواستار آزادی محمود صالحی شده و در اسرع وقت امکانات پزشکی مناسب جهت مداوای ایشان فراهم گردد.

دانش جویان چپ و آزادی خواه دانشگاه های تهران، در حالی این طرح را به مرحله اجرا می گذارند که نیروهای ارتجاعی بسیح و حراست، بیش از هر زمان دیگری دانش جویان معترض و چپ را تهدید و تعقیب و زندانی می کنند و یا نشریات و وبلاگ ها و سایت های آن ها را تعطیل می نمایند. اما با وجود این همه وحشی گری سران و نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی، این دانش جویان با جسارت بی نظیری به درستی تشخیص داده اند که اگر طبقه کارگر به عنوان یک طبقه آگاه با سلاح سوسیالیسم علمی در پیشاپیش جنبش های اجتماعی قرار نگیرد اولا این جنبش ها در هر سطحی هم مطالباتی را کسب کنند، امکان پس گرفتن آن ها از سوی حاکمیت دور از انتظار نیست. دوما، هر قدر هم جنبش های دیگر پیشروی کنند اما طبقه کارگر به هر دلیلی در صف مقدم تحولات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جاری قرار نگیرد، این تحولات توسط نیروهای فرصت طلب و بورژوازی غصب خواهد شد. از این رو، این دانش جویان به درستی تشخیص داده اند که زندانی کردن فعالین کارگری، با هدف زهر چشم گرفتن از فعالین همه جنبش های اجتماعی برابری طلب، به ویژه جنبش کارگری صورت می گیرد که به برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه، هشت مارس، 16 آذر و برپایی تشکل های مستقل کارگری ضدسرمایه داری اقدام کرده اند. بنابراین، دفاع از رهبران و فعالین کارگری و خواهان آزادی فوری و بدن قید و شرط آن ها از زندان، دفاع از جنبش کارگری و شان و حرمت انسانی و آزادی هایش است.

مسلم است که در خارج کشور، باید کمپین آزادی محمود صالحی، شیث امانی و صدیق کریمی و لغو حکم غیرانسانی بر علیه منصور اسانلو را هر چه بیش تر گسترده تر کرد و همانند طرح و تلاش دانش جویان چپ و برابری طلب دانشگاه های تهران، طرح ها و ابتکارات جدیدی را به مرحله اجرا گذاشت.

+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه 1386/03/09 و ساعت 20:21 |
من امنیت را دوست دارم شما چه طور
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه 1386/03/09 و ساعت 20:16 |

مقدمه : برخلاف بسیاری از کشورهای اروپایی و پیشرفته ، وضعیت کارگران و معلمان و بطور کلی زحمتکشان در جامعه اسلامی ولایت فقیه ایران بسیاردردناک وغیرانسانی است ، متأسفانه کارگران ایران، هنوز ازحداقل های حقوق و دستآوردهای مبارزاتی اولیه کارگران وسازمان ها و احزابشان نیز، برخوردار نیستند = سازمانها ، احزاب و تشکلات مستقل و علنی خود را ندارند ،از مجمع عمومی واقعی بی بهره اند ،حق اعتصاب و راهپیمایی و هیچگونه اعتراضی ندارند،ساعات کارشان طولانی است، اکثرا مرخصی سالانه ندارند ، مجبور به اضافه کاری اجباری هستند ، اکثر قراردادهای کارشان موقت و غیر رسمی است ، به بهانه های مختلف تهدید ، بازداشت ، دستگیر، محاکمه ، اخراج ، تبعید و زندان میشوند. کار کودکان و نوجوانان قبحی و منعی ندارد ، بیکاری فراگیراست و بیمه بیکاری وجود ندارد ، به بهداشت و ایمنی محل کار توجه نمی شود ، سن بازنشستگی بالاست ، گارگران کارگاههای زیر ده نفر هیچگونه حقوقی ندارند ، و.... = واما ، از تنها چیزی که بطور کامل و واقعی برخوردارند، و آن هدیه ای است از سوی سرمایه ، ارتجاع و اسلام سیاسی ، همانا فقراست و زندگی در زیر خط فقر !

( فقر وزندگی زیر خط فقر یعنی چه؟)
سالهاست که بخشی از کارگران و مردم زحمتکش ایران با دریافت حداقل دستمزد اعلام شده از سوی دولت مذهب و سرمایه و یا با کسب در آمدی ناچیز و بخور و نمیر ، در زیر خط فقروفقر مطلق محکوم به زندگی ، که نه ، فقط زنده ماندن هستند ! قدرت تأمین معاش روزانه خود را ندارند ، واز سیر کردن شکم بچه هایشان که دچار فقر غذائی و سوء تغذیه هستند عاجزند . وپرداخت همین دستمزد های ناچیز نیز، برای برخی با تأخیر و تعویق چندین ماهه صورت می گیرد.
چه رسد به ، تناسب مزد دریافتی با گرانی و تورم موجود و دستمزد عادلانه، دریافت کمک هزینه مکفی مسکن با توجه به غیر معقول بودن قیمت مسکن و اجاره آن ، چه رسد به زندگی متوسط و نیمه مدرن و مدرن و استاندارد!
خیل زحمتکش و آسیب پذیرجامعه، ناچارند به شغل دوم ، چند شیفته کار کردن ، اضافه کاری اجباری و دست فروشی و...تن دهند و برخی نا خواسته به چاپلوسی و بنده گی و کرنش و نان به نرخ روز خوردن و دروغ و و حقه بازی و ....روی آورند، تا بتوانند با فلاکت و گرفتاری های مادی ، دست و پنجه نرم کنند. تا شرمنده نباشند! واما فرشته های نجات اسلام ناب محمدی سرمایه و ارتجاع، با فساد و فحشا و اعتیاد و فرار دختران و کار کودکان و بزه کاری و سرقت و یاس و دلمردگی و خودسوزی و خود کشی و...همچنان بالای سر آنان و فرزندانشان در چرخش و پروازند تا تبعات فقر را نیز به آنان برسانند!!
(برخورد اربابان مذهب و سرمایه با فقر)
مراجع مذهبی و رساله نویسان ومتفکران اسلامی در باره فقر به نقل از قرآن و سنت و روایات واحادیث آورده اند که : در اسلام مالکیت محترم است و طبق اصل و قاعده کلی اسلامی ، كسى حق تصرف در اموال ديگران را بدون رضايت آنان ندارد .از طرفی اسلام به ثروتمندان میگوید مالتان مال شما نیست و مال خداست و در دست شما امانت است ، پس به یتیمان و فقرا و مستمندان و گرسنگان هم بدهید و انفاق کنید ، به تجار ورشکسته و در راه ماندها و بی سرمایه ها هم کمک کنید. - اسلام در قرآن برای رفع فقر، به موضوع خیریه پرداخته وبا الفاظ مختلفی همچون ، انفاق ،احسان ، خیر و صدقه از آن یاد کرده . برای همین ، علي در نيمه‌هاي شب تنها و يا به كمك برخي اطرافيانش درب‌ خانه‌هاي محرومان را مي‌كوفت و به طور ناشناس به آنها كمك مي‌كرد- از پيامبر نقل شده كه راجع به صدقه از شيطان پرسيدم كه چرا جلوگيري مي كني؟ گفت: اي محمد! چون ببينم كسي صدقه مي دهد گويا اره بر سر من نهاده اند و مانند چوب مي برند، پرسيدم: چرا؟ گفت: صدقه پنج خاصيت دارد: مال را زياد مي كند، بيمار را شفا مي دهد، بلا رابرمی گرداند، صاحبش چون برق جهنده از پل صراط می گذرد! - در اسلام روی بخل نورزیدن و سخاوتمند بودن تأکید شده - میتوان گفت سازمان وكالت(!) به صورت نظام يافته‌اش از زمان امام صادق پي‌ريزي شد مهمترين وظيفه اين سازمان جمع‌آوري و مديريت وجوه شرعي و هدايات و نذورات بود يكي از مهمترين وظايف سازمان وكالت اين بود كه وجوه شرعي مسلمانان كه شامل زكات (يك دهم مال مسلمانان از زراعت‌ها و دام‌ها و طلا و نقره كه در اسلام واجب است به عنوان صدقه پرداخت كنند) و همچنين خمس (مالياتي مخصوص كه با صلاحديد امام مصرف مي‌شود) و صدقات ديگري كه پرداخت آن براي مسلمانان گاه واجب و گاه نيكو به شمار مي‌آيد و همچنين هداياي مردم را جمع‌آوري كند و آنها را در راه درست(!)، توزيع و مصرف كند. يكي از راه‌هاي مصرف اين وجوهات كمك به محرومان بوده - پس از دوران غيبت امامان شيعه نهادهاي خيريه شيعه غالباً توسط و زيرنظر مراجع تقلید شیعه که وجوهات شرعی مردم به آنها سپرده می شد، به کارهای خود ادامه داده اند. -البته بعضی از فقرا به واسطه تن پروری و بی عرضه گی و بی تحرکی و بی تجربگی و بیسوادی فقیرند و بعضی به دلایل طبیعی و یا انتخابی - حضرت علي به فرزندش اين گونه توصيه مي كند:
انساني كه درپي كسب معيشت خود است را ملامت مكن، زيرا درفقر و تهيدستي، خطاهاي او، زياد مي شود. اي فرزندم! فقير حقير است، سخن او شنيده نمي شود و مقام او، شناخته نمي گردد؛ شخص فقير، اگر راستگو باشد، دروغگويش خوانند و اگر زاهد باشد و پرهيزگار، او را نادان گويند. فرزندم هر فردي كه به فقر مبتلا شود، به چهار خصلت نيز مبتلا شود: سستي در يقين، كاستي در عقل، رقت و سستي در دين و كم شدن حيا در صورت، پس پناه به خداي متعال از فقر- (باور كنيم اگر به فقرا نرسيم فقرا و گرسنه ها يك وقتى مى رسد كه مثل يك انقلاب منفجر مى شوند و مى آيند كل مال ما را مى گيرند; جان كه به لبشان برسد دست به انقلاب مى زنند-باور كنيم كه مسئوليت زندگيها و فقرا به دوش ماست; اينها را بايد باور كنيم. اصلا باور كنيم مال خود ما نيست اين مال. -آيا نبايد حساب كنيم كه پول ندادن به فقرا چه مفاسد و چه خطراتى به دنبال دارد؟.)
مدیران انقلابی و تندرو و شخصیتهای جناحها می گویند :فقر زدایی و عدالت اجتماعی شعار(!) اصلی دولت است -ایجاد عدالت میان افراد غنی و فقیرجامعه هدف ماست - رويه هاى ناسالم اقتصادى ، ظلم، رشوه، عدم تحقق عدالت اجتماعى عدم توجه ثروتمندان به نيازمندان ، عوامل حكومتى و سياسى ، رانتهاى اطلاعاتى و حزبى، ضعف در مديريت و برنامه ريزى مخصوصاً در حوزه اقتصاد ومعيشت مردم ، بيكاري، توزيع ناعادلانه درآمد ، عدم توجه و ساماندهى مقوله رفاه و حمايتهاى اجتماعى بخصوص براى اقشار آسيب پذير، فقدان بيمه هاى تأمين اجتماعى ، از كار افتادگى و بازنشستگى ، تعدد مراکز تصميم گيري ، خصوصي سازي در غياب بخش خصوصي قدرتمند، نبود امنيت اقتصادي، تبعيض ميان مردم و خودي ها و... علل وجود فقر و گسترش خط فقر در کشور هستند . ( بدون شرح !)
( فقر وزندگی زیر خط فقر برای چه ؟ )
سردمداران فاشیست و تروریست جهل و سرمایه، بی شرمانه ، چهره عریان فقر و تنگدستی ، بی عدالتی و تبعیض ، تفاوت فاحش در آمدها و فاصله شدید طبقاتی و نیروهای مزدور و سرکوبگر وچماقدار را به نمایش گذاشته اند ، تا مردم فعالانه ، فقط و فقط بدنبال نان باشند و گرفتار، تا به سیاست ، قدرت و اینهمه منابع ثروت ، معادن ، پول نفت و بانکهای سوئیس و آقازاده ها ، کمک به فرقه های اسلامی سراسر دنیا ، هزینه های هنگفت ساخت سلاح و موشک و بمب اتمی و اینکه چرا آزادی و برابری وجود ندارد ، چرا اختناق و سانسور و شکنجه و زندانی سیاسی و اعدام وجود دارد و..... فکر نکنند ، آگاه نشوند ، آگاه نکنند ، دست به افشاگری و اعتراض و مبارزه و اقدام و عمل و انقلاب وبراندازی نزنند ، تا به سرمایه جهانی بفهمانند که اسلام سیاسی همگام و بهتر از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی و... میتواند جامعه را خفه کند وبه فقر و زیرخط فقر بکشاند، تا در باشگاه جهانی سرمایه و تجارت بازار آزاد نمره خوبی بیاورند و قبول شوند ! تا بتوانند درحکومت و قدرت و ثروت بمانند. تا اروپائیان امنیت سرمایه گذاری را بیش از پیش ، حس و باور کنند و ادامه دهند ، تا اعضاي باندهای مافياي ثروت و قدرت ، وکلاای مجلس و وزرا ، مدیران سطح بالا و کلیدی ، آخوندزاده ها ، نورچشمی ها ، رانت خواران،اختلاس کننده ها ، سرمایه داران داخل و خارج ، برج سازان ، دلالان ، محتکران ، ملاکان و زمینخواران ، حاجی بازاریهای سنتی و مدرن شرکتی و ..... آزادانه ، طبقه کارگر و زحمتکشان را استثمار کنند ، سرمایه و ثروت جامعه را بچابند و بدزدند و بخورندو ببرند .
( چه باید کرد؟ چه باید کرد همیشگی برای کمونیستها ؟ )
تا کی باید کارگران و زحمتکشان در فقر و زیر خط فقر له شوند ، و دشمنان طبقه بچابند و بخورند و ببرند ؟ فعالین دانشجویی و معلمان و زنان وجوانان و کارگران در این بد ترین شرایط موجود دارند در دانشگاه ها ، میدانها ، خیابانها و کارخانه ها و هر جا که بشود و بتوانند ، فعالیت و مبارزه میکنند ، کتک میخورند ، دستگیر و شکنجه و زندانی میشوند . بخشی از کارگران ، فعالین صنفی و کارگری، کارگران آگاه ، پیشرو ، مبارز ، سوسیالیست و ضد سرمایه دار ، در درون ایران و در کوران فشار اختناق و سر نیزه ، فقر و اخراج ، نسبت به وسع خود ورفقایشان و شرایط و مناسبات موجود میجنگند ، اعتصاب و راهپیمائی براه می اندازند ، به قرارداد های موقت کار ،حقوق معوقه چندین ماهه ، بیکاری و اخراج و...اعتراض میکنند ، تشکلات خاص صنفی اقتصادی خود و تشکلات مستقل وآزاد کارگری، نان ،مسکن ، آزادی ، برابری و... را فریاد میزنند. و در شهر بابک ها به خاک وخون کشیده میشوند .
و متأسفانه طبیعی است که بخش بزرگی از این کارگران و توده های زحمتکش هم که کمرشان زیر فشار و هجوم سرمایه و ارتجاع خم شده و شکسته و نوری و امیدی و حرکتی و جنبشی قوی را در میان خود و یا طرفدارانشان ندیده و یا نمی بینند ، و از اخراج وفقرمطلق می ترسند ، بناچار دست به دامان همان کارفرماها و خانه کارگر و انجمن اسلامی ها بشوند ، و یا بروند بدنبال خدا و پیغمبر وناجی و امام زمان و دعا و نماز و روزه و سینه و زنجیر زنی وخرافه و نفرین و آن دنیا و بهشت و جهنم و... تا شاید خود را تسلی و آرامش دهند، تا بیش از این دچارناامیدی و یأس و دلمردگی نشوند . وقتی در زمین نیرویی واقعی و عینی را نمی بینند ، که کاری بکنند و امیدی بدهند ، پس در آسمان و در ماوراء زمین و طبیعت شاید خدائی باشد و کاری برایشان بکند !! که تحمل تحقیر و شرمندگی و فقر و نداری و گرسنگی و محرومیت و خجالت زن و بچه کشیدن بسیار سخت است و ناگوار، و حدی دارد . و رژیم جهل و سرمایه و ارتجاع چه بهره ای که از این اوضاع نمی برد!
به وضوح پیداست که ، جای آلترنتیو و اپزوسیون چپ انقلابی یا سوسیالیسم و کمونیسم انقلابی و حزب انقلابی طبقه کارگر ویا هرلفظ و واژه ای که صحیح تر است( و شمامیدانید ) .... ، خالی است. کو آن سازمانها ، گروه ها و حزب مارکسیستی و لنینی معتقد به طبقه کارگر و انقلاب در سطح ایران ؟ ((ببخشید رفقا ، هر گروه و سازمان و حزبی که واقعا با کارگران درون ایران رابطه تئوریکی و عملیاتی و تشکیلاتی دارد و فعالیت و کار در حدی قابل قبول ، حتی درنزد و نظر وجدان خودش دارد ، و نه کارگران و زحمتکشان ، بخود نگیرد !! مبارزه و جانفشانی هزاران مبارز و کمونیست ، ایستادگی و شهامت و شرافت و صداقت و شکنجه وزندان و اعدام آنها وتداوم مبارزه و تبعید وکارروشنگری و...از یاد و خاطره هیچ انسان با وجدانی نخواهد رفت و نمی رود. ودر حافظه تاریخ ثبت است و ماندگار)) به مقالات و نوشته ها و راهکارهایی که در مورد پراکندگی وانشقاق و نبود اتحاد و همبستگی بین کمونیستها ویا مواضع و موضوعات مطرح و..... نوشته شده ، و به نقدهای پس از آن از طرف بقیه ، مراجعه کنید : جنگ تئوریکی ، تبلیغات فرقه ای ، شعارو منم و پزهای سیاسی ، تز های فرا مارکسی و لنینی ، انواع توهین و افترا و برچسب و اتهام و .. موج میزند . هر گروه و سازمان و حزبی خود را محور و پایه اتحاد تشکیل نشده میخواند! منشاء هر حرکت مثبت و مبارزاتی کارگران در داخل را ، به فرقه خود منتسب می کند ، خود را و فرقه خود را وارث کتاب و سنت مارکس و لنین و شیعه! آنان میداند، خود را نماینده واقعی کارگران میداند ، و دوست دارد بقیه زیر پرجم اوگرد آیند و متحد شوند، یا چند تائی دارند با خود محوری ها با هم متحد میشوند و یا چند تائی که متحد بودند دارند منشعب میشوند، .. همه دلخوشند و مفتخر که مبارزند و کمونیست ، واما در عمل همه بیکار نشسته ایم(( بجزمعدود، رفقای فوق )) ، مقاله می نویسیم و تز میدهیم و در سایتها و نشریات پخش میکنیم ، اخبار حرکتهای داخل را منتقل میکنیم ، همدیگر را نقد و توهین و تعریف می کنیم و به چالش می کشیم . اتحاد ،ائتلاف ، جبهه ، بلوک ،همبستگی ، و اتحاد چپ ، چپ کمونیستی ، چپ کارگری ، کمونیست کارگری ، و یا..( واژه های اتحاد مورد نظر است و نه نام گروه ها و..) .. همه تابو است ، چرا که بلاخره جناحی و کسی روی هرواژه انگشت می گذارد که نقدش کند و پشت پرده اش را و راست یا رویزیون ویا مرتد بودنش را ، به بقیه نشان دهد تا خود را و مجموعه اش را از ردیف دیگران جدا و ممتاز کند . همه ملا لغتی شده ایم ! اینها معضل چندین دهه است که هنوز ادامه دارد و و رژیم جهل و سرمایه و ارتجاع چه بهره ای که از این اوضاع نمی برد!
و بلاخره جه باید کرد ؟ از سن رژیم اسلامی حاکم 28 سال گذشته و ما هنوز اندر خم یک یا چند کوچه ایم و حیران داریم درجا میزنیم و شعار میدهیم و رژیم را دورا دور محکوم میکنیم و به زیر میکشیم وتنها معضلمان یعنی ، نوع و چگونگی حکومت آینده را روشن و ترسیم می کنیم ، دور خودمان میچرخیم و سرگرم خودیم یا برای تبرئه خود یقه دیگران را می گیریم و آنها نیز با ما چنین می کنند! تا کی باید به این جنگ و دعواها پرداخت ؟ تا کی باید به راه ترکستان برویم ؟ از این وضع خسته نشده ایم ؟ آزرده نیستیم ؟
بلاخره تعریف و درک مسلط و زبان واحد و مشخص و حقیقی از مارکس و لنین ومارکسیسم و مبارزه و سبک و روش و پراتیک و تئوری و سوسیالیسم و کمونیسم و دولت و شورا وحزب و انقلاب و ..... چه زمان و وسیله چه کسانی باید روشن و تمام شود؟؟ پس کی باید بطور جدی و عینی به درون ایران وبه جنبش کارگران ، به صنعت نفت و ذوب آهن وماشین سازیها و نساجی ها و... رفت و جای خالی را در کنار بقیه پر کرد ؟ کی باید طبقه کارگر منسجم و یک پارچه و بصورت واقعا یک طبقه همبسته و متحد در سراسر ایران ، خود و قدرت اتحاد و اعتصاب ومبارزه اش را به نمایش بگذارد؟ نباید پس ازگذشت سه دهه ،از یک جریان قوی و واقعی واثر گذار انقلابی و کمونیستی در سطح ایران خبری باشد؟ گویا این وضع باید تا زمان مهدی موعود ادامه یابد . گویا ما همه از منتظران ظهور آقا امام زمان ! هستیم و خود خبر نداریم ؟؟
اگر نیستیم ، جواب چه باید کرد را بدهیم ، درحوزه تئوری و عمل ، در حوزه راه همبستگی و اتحاد واقعی و بدور از حب و بغض و...آگاهتران ، دلسوزان ، متعهد تران ،مبارزتران ، کمونیست تران ، با هوش تران ، با وجدان تران ، شجاعتران ،........ مسئولند و وظیفه دارند که پا پیش گذارند و برای یکبار در سطح ایران ، کاری کنند کارستان و جوابی نظری ، علمی و عملی و شدنی و واقعی و عینی که لایق کارگران و زحمتکشان و مبارزین و مردم ایران باشد را ، به چه باید کرد ؟ بدهند تا همه بدان عمل کنند.
نگارنده ، در این نوشته به هیچ وجه بلند گوو سخنگوی هیچ حزب و گروه خاصی نبودم ، اگر نوشته را بی سر و ته و بدرد نخور میدانید ، از سایت و نشریه تان بردارید و اما بدنبال محاکمه ام نباشید که عددی نیستم و ادعایی ندارم ، تا این حدی که درک کرده ام

 
 
+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه 1386/03/09 و ساعت 20:14 |

دفتر حراست دانشگاه علامه توسط دانشجويان پلمپ شد

 

....

....

....

+ نوشته شده توسط امید در چهارشنبه 1386/03/09 و ساعت 20:7 |