تبليغاتX

Get your own Chat Box! Go Large!

::: منبع کد آهنگ :::

ایران

حوادث روزهاي اخير در دانشگاه علامه طباطبايي نشان دهنده‌ي ورق خوردن فصل تازه‌اي در پروژه‌ي حذف و سركوب فعالان دانشجويي و مطالبات آنان است كه از مدت‌ها قبل آغاز شده بود و اكنون نوك پيكان اين حملات متوجه انجمن اسلامي به عنوان آخرين سنگر مقاومت دانشجويان در برابر ارتجاع و استبداد گشته است. كساني كه مدت‌ها است خواب تبديل دانشگاه به پادگان را مي‌بينند و گمان مي‌كنند با فتح سنگر انجمن اسلامي و در پيش گرفتن سياست سركوب و پايمال كردن مطالبات دانشجويان و ايجاد رعب، قادر خواهند بود آخرين زمزمه‌هاي آرمانخواهي آنان را خفه كنند، از سال گذشته پروژه‌ي موذيانه‌اي را براي به شماره انداختن نفس انجمن اسلامي آغاز كردند. در ابتدا انتخابات انجمن را به تعويق انداختند و پس از آن طي يك اقدام فرسايشي شروع به سنگ اندازي‌ها و كارشكني‌‌هاي حقوقي كردند و سعي در تكرار سناريوي دانشگاه اميركبير و ايجاد «انجمن موازي» داشتند. در تمام اين مدت انجمن اسلامي با كمال حسن نيت سعي كرد كه نهايت همكاري‌هاي قانوني را با مسئولين انجام دهد تا بهانه‌اي به دست سركوبگران ندهد. اما اينان به خوبي نشان دادند كه نيازي به بهانه ندارند. و امروزه كار به جايي رسيده كه رياست انتصابي دانشگاه كه خود منتخب استادان نيست و «از بالا» و به زور بر اين كرسي تكيه زده و تاكنون حتي يك بار هم حاضر نشده فرياد تظلم‌خواهي دانشجويان را بشنود و با درخواست‌هايشان پاسخ بگويد، هفته‌ي گذشته در سخنان خود تهديد كرد كه از اين پس به اين دانشجويان «اجازه‌ي نفس كشيدن» هم نخواهد داد! و متأسفانه برعكس تمام وعده‌هاي رنگارنگ مسئولان حكومتي كه به دست فراموشي سپرده مي‌شوند، اين تهديد با سرعت به اجرا درآمد و روز سه شنبه مسئولان دانشگاه بدون ارائه‌ي هيچ گونه‌ توضيحي از ورود «مرتضي اصلاح‌چي» دبير انجمن اسلامي علامه به دانشگاه جلوگيري كردند.
ممنوع الورود شدن اين يار دبستاني به دانشگاه در حالي صورت مي‌گيرد كه طي روزهاي گذشته به تعليق او از تحصيل به مدت يك ترم بسنده نكرده بودند و شاهد احضار دوباره‌اش به كميته‌ي انضباطي و انتساب اتهامات واهي به وي بوديم. فشارهاي امنيتي از اين دست كه بر اعضاي انجمن اسلامي وارد مي‌شود مصداق عملي شدن وعده‌هاي «سلب حق نفس كشيدن» است و از آغاز دور تازه‌اي از فشار و سركوب حكايت مي‌كند كه منحصر به دانشگاه علامه هم نيست و نمونه‌هاي آن را در دانشگاه‌هاي اميركبير و تهران و زمزمه‌هاي «انقلاب فرهنگي دوم» طي روزهاي گذشته شاهد بوديم.
انجمن اسلامي دانشكده‌هاي ادبيات و زبان‌هاي خارجي دانشگاه علامه ضمن محكوم كردن اين رفتارهاي مستبدانه و سركوبگرانه، به مسئولان دانشگاه هشدار مي‌دهد كه با اجراي سياست‌هاي نابخردانه و تماميت‌خواهانه فضاي سياه دهه 60 را ديگر بار به دانشگاه كه قرار بود مكاني پويا براي علم و سياست باشد باز نگردانند و به شب‌پرستان زورمدار نيز مي‌گوييم مطمئن باشيد حتي با حذف انجمن اسلامي نخواهيد توانست دانشجويان را برده‌ي حلقه به گوش خود كنيد. زيرا دانشگاه هرگز لقمه‌ي راحتي براي استبداد نبوده است.

انجمن اسلامي دانشكده ادبيات دانشگاه علامه طباطبائي

 
 
+ نوشته شده توسط امید در پنجشنبه 1386/02/20 و ساعت 21:10 |
در اعتراض به ممنوع الورود شدن مرتضي اصلاحچي دبير انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبائي به دانشگاه روز چهارشنبه 19/2/1386 نزديك به 200 تن از دانشجويان دانشكده ادبيات اين دانشگاه تجمع كردند. در اين تجمع تعدادي از دانشجويان صحبت كردند. يكي از دانشجويان دانشكده طي صخبت هاي خود گفت : اگر مسولين به دانشجويان جواب نميدهند اگر پاسخگو نيستند براي اين است كه دانشجو مرده است
دانشجوي تنها در اين سيستم له ميشود. همچنان كه تا به حال چنين شده است.
همچنين يكي از اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي اين دانشكده عنوان كرد : در حالي كه دانشگاه محل ضرب و شتم و توهين به دانشجويان و سركوب دانشجويان سياسي و فعال شده است صدا و سيما و مطبوعات ما هنوز هم و غم فقر در كشور هاي اروپايي و عدم دموكراسي در امريكا را دارند و به شدت اعتراضات ما به شرايط موجود را سانسور ميكنند. پس از آن يكي ديگراز دانشجويان طي صخبت هاي خود گفت : تيغ استبداد اين بار هم بي رحمانه بر سر دانشجويان فرود آمد . از ورود مرتضي اصلاحچي به دانشگاه ممانعت به عمل آمد و او در كمال متانت از ما خواست حركت تندي نكنيم و ما اين بار به مسولين هشدار ميدهيم اگر در آينده وضع به همين منوال ادامه يابد با حركت تند تري مواجه خواهند شد.
مي آيند در جامعه و دانشگاه محدوديت ايجاد ميكنند در مورد اينكه چرا موي خانمها بيرون است در حالي كه دختران ايراني در كشورهاي عربي به مزايده گذاشته ميشوند..طرح اين حرفها جرم است ؟
در ادامه وي به تشريح وضعيت دانشگاه ها و به خصوص دانشگاه امير كبير و تاثير آن بر ساير دانشگاه ها پرداخت. و در پايان يكياز اعضاي مجمع عمومي انجمن اسلامي عنوان كرد: پس از انتخابات نهم رياست جمهوري شاهد نوعي زلزله سياسي در ايران بوديم و فردي به عنوان رييس جمهور انتخاب شد كه نتايجي از جمله به وجود آمدن رياست انصابي به جاي رياست انتخابي از دستاورد هاي آن بوده است كه باعث هر چه بسته تر شدن فضاي دانشگاه ها شده. ما در مقابل اهداف شوم چنيين افرادي تا آخرين قدم مي ايستيم .
پس از برگزاري تريبون ازاد دانشجويان كه متوجه شدند مرتضي اصلاحچي پشت درب دانشكده است ضمن خواندن سرود يار دبستاني به سمت در حركت كردند و موفق شدند اين دانشجو را از سد نيروهاي انتظامات گذرانده و وارد دانشكده كنند. پس از ورود وي به محوطه دانشگاه نيروي هاي انتظامات تلاش كردند تا او را از دانشكده بيرون كنند كه با مقاومت دانشجويان مواجه شدند و در نهايت مرتضي اصلاحچي با ميل خود از دانشكده خارج شد.
وي قبل از خروج از دانشكده چند دقيقه اي براي دانشجويان صحبت كرد . او حين سخنان خود مطرح كرد: آنچه كه اكنون شاهد انيم جدال ميان انديشه هاست. يك جريان تلاش مي كند تا باحذف تفكرات مختلف انديشه خود را بر جامعه حاكم كند. وي گفت : اگر اينان آنگونه كه بيان مي كنند به حقانيت انديشه خود ايمان دارند چرا از حضور نيروهاي دگرانديش هراس دارند. وي سپس خطاب به دانشجويان گفت: در اينجا اصلا مرتضي اصلاحچي و اشخاص مطرح نيستند بلكه آنچه مهم است حفظ كردن محيط دانشگاه و جلوگيري كردن از پادگاني شدن اين فضاي اكادميك است.
وي در پايان گفت : من يك ترم از تحصيل محروم شدم و ممكن است به خاطر پرونده جديدم باز هم اين اتفاق بيفتد اما براي من اخراح از دانشگاه به خاطر بيان انديشه ام وپيگيري خواسته هاي مردم از ليسانس و دكترا با ارزش تر است.
هنگامي كه مرتضي اصلاحچي از دانشكده خارج مي شد دانشجويان با شعار مرتضي مرتضي حمايتت مي كنيم. كميته انضباطي خجالت خجالت او را بدرقه كردند.
گفتني است در طول اين تريبون آزاد دانشجويان بارها شعار مرگ بر ديكتاتور و مرگ بر استبداد سر دادند و طي يك بيانيه كه از طرف انجمن اسلامي اين دانشكده صادر شد عنوان كردند در صورتي كه ممنوع الورود شدن اصلاحچي لغو نشود در روزهاي اتي نيز به اعتراض خود ادامه خواهند داد.
 
+ نوشته شده توسط امید در پنجشنبه 1386/02/20 و ساعت 21:2 |
ما اعضای اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار و خانواده های کارگران بازداشت شده در مراسم اول ماه مه سال 1386 در شهر سنندج، آقایان: شیث امانی - خالد سواری - صدیق کریمی - اقبال لطيفي – يدالله مرادي – نجمه الدين رجبي – فارص گویلیان - صدیق امجدی - حبیب الله کلکانی - محی الدین رجبی - صدیق صبحانی و طیب چتانی اعلام میداریم:

1- بنا بر حقوق انسانی ما و بنا بر مقاوله نامه های 87 و 98 سازمان جهانی کار که دولت جمهوری اسلامی توافق به اجرای آنها کرده است، برگزاری مراسم اول ماه مه و تجمع اعتراضی حق مسلم کارگران است.

2- ما بازداشت و ضرب و شتم کارگران در مراسم اول ماه مه امسال را بشدت محکوم می کنیم و خواهان محاکمه عاملین و آمرین حمله به تجمع اول ماه مه هستیم.

3- کارگران زندانی باید فورا و بی قید و شرط آزاد شوند. این کارگران کاری جز برگزاری مراسم اول ماه مه و دفاع از حقوق انسانی خود انجام نداده اند، لذا ما پیشاپیش طرح هر گونه اتهام دیگری را به همکاران و همسران خود بشدت محکوم میکنیم و همین امروز و فورا خواهان آزادی آنان هستیم.

4- ما حق خود میدانیم که در صورت تداوم بازداشت همکاران و همسران خود و عدم آزادی بی قید و شرط آنان اقدامات اعتراضی خود را تشدید کنیم، لذا چنانچه همکاران و همسران ما حداکثر تا روز شنبه مورخه 22/2/1386 آزاد نشوند پس از آن، به ناچار حداکثر تا روز دوشنبه 24/2/1386 طی فراخوانی اقدام به تجمع و یا تحصن نا محدود در مقابل ....... خواهیم کرد.

اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار
خانواده های کارگران بازداشت شده در مراسم اول ماه سنندج
19/2/1386
+ نوشته شده توسط امید در پنجشنبه 1386/02/20 و ساعت 20:56 |

ابله ها پلی تکنیک تسخیر شدنی نیست!

كودن ترين چكمه پوشان تاريخ نيروهاي فشار مستقر در دانشگاه

برگرفته از وبلاگ عليه وضعيت موجود

پلي تكنيك شلوغ است. اين خبر جديدي نيست.

سگهاي وحشي دوباره با چوب و چماق بچه ها را كتك زده اند اما اين هم خبر جديدي نيست.

بچه ها به شدت معترض هستند و تجمع به راه انداخته اند و اين يكي ديگر اصلا خبر تازه اي نيست.

مديريت دانشگاه براي كساني كه به وحشيانه به بچه ها حمله كرده اند جوجه كباب سفارش داده است اما اين خبر نه تنها جديد كه در طول تاريخ «وقاحت» بي سابقه بوده است.

من كل ماجرا را خلاصه مي كنم:

چكمه پوشان مستقر در دانشگاه نشريات مستقل دانشجويي را جعل كرده و با لوگوي نشريات مستقل مطالبي را كه واقعا لايق آن بوده اند _ اما كسي در خفقان موجود جرات بيان آن را نداشته است _ را نثار خود كرده اند. پس از آن مانند شيوه اي كه در طول تاريخ شاهنشاهي دين بر توده هاي « محروم از آگاهي » ايران ، شيونكنندگان، شيون كرده اند و فرياد « آه و واي » عمله ها بلند شده و كنندگان « جوجه كباب خور» يقه ها دريده اند و اشك ريخته اند و به نمايندگي از خدا در زمين طلب خون كرده اند.همين!

عجب نابغه هاي با استعدادي! گويا پولهاي تلف شده به پاي « نانو تكنولوژي » جواب داده است. دولت « هاله هاي مقدس » گويا بعد از كشف « واكسن ايدز » داروهايي نیز براي تحريك قوه ي دماغي « صاحبان شكمهاي آويزان » ساخته است.



سخنی با چماق به دستان مزدور:



ما هر بار كه نيروهاي شبهه نظامي مستقر در دانشگاه را « چگمه پوش ناميديم» از عصبانيت همچون مار به خود مي پيچيدید مانند اسپند بر آتش بالا و پائین می پریدید اما ظاهرا اوضاع به گونه ای پیش می رود که در آينده ي بسيار نزديك شما چكمه پوشان با مسلسل و سر نيزه در دانشگاه سنگر خواهید گرفت. اما شما « رمبوهای اسلامی » نیز مانند همتایان سینمائیتان در آمریکا تنها ابزاری برای ساخت یک توهم هستید. مترسکهای خیالی بای حفاظت از مزارع هندوانه ی هسته دار!

سيستمهاي ارعاب و كنترل ديكتاتوري موجود تنها مبتني بر شيوه هاي قرون وسطايي و اعمال خشونتي لخت و عريان است. ما كارايي سيستم شما را در حفاظت از هسته ي ديكتاتوري مضحكتان ديده و شنيده ايم. به گمانتان پلي تكنيك را فتح خواهيد كرد؟؟؟ احمقها اشتباه مي كنيد. پلي تكنيك خاك نيست ، محدوده اي قابل درك توسط مغزهاي معيوب و كپك زده ي شما نيست. پلي تكنيك جسم اين دگر انديش و آن دگر انديش نيست كه با اعمال شيوه هاي « حاج سعيد اماميتان » به « روايت فتح » شور انگيزي برايتان تبديل شود. حتی اگر «آقا محمود» شما هم بیاید در روی صدها حکم توبیخ و اخطار و تعلیق از تحصیل و اخراج و ممانعت از تحصیل ، کمری پیچ و تاب دهد باز هم در این مسئله تغییری به وجود نمی آید که اینجا، در پلی تکنیک همواره کوس رسوایی استبداد و دیکتاتوری را می کوبند بنابراین بساط مارگیری خود را جمع کنید و جای دیگری به سیاه بازی مشغول شوید. اینجا جواب نمایندگان خدا در زمین را با « گوجه های لهیده » می دهند.

درب دانشگاه را _ كه گويا تنها مانعي براي ورود دانشجويان است _ مي شكنيد، با چوب و چماق و زنجير و گاز اشك آور به رهبري « شعبان بي مخها»،« سلطان بي مخها» ، « دكتر بي مخها » ، « داماد بي مخها» يتان به جان دانشجويان مي افتيد. مي زنيد ، كبود مي كنيد ، زخمي مي كنيد، مي شكنيد. مي گيريد و مي بنديد و مي بريد. در گذشته همچون زنان روبنده صورتي كه اكنون در خيابانها بسته ايد با « حجاب » كار مي كرديد اما اكنون با گردن كلفتي در روز روشن با « پرايدهاي » كه جيره ي يك جلسه چماق كشي و « واي وايتان » است با افتخار « آدم ربايي » مي كنيد.

شما اكنون با وقاحت شعار « انقلاب فرهنگي » مي دهيد. دروغگوها هميشه در هنگام عربده كشي هاي مستانه به طرز ناشيانه اي راست گويي مي كنند. ماهيت « حماسه » اي كه شما جوجه هاي تازه سر از تخم بيرون آورده ، كوركورانه و با تعصبي جهالت بار از آن دفاع مي كنيد جاي گلوله هاي بود كه بر ديوار دانشگاه ها ماند. رد كاترهايي بود كه بر بدنهاي پسران و دختران داشجو ماند. بوي سوختگي صفحات كتابهايي بود كه در آتش سوخت و در يك كلام داغ ننگي بود كه بر پيشاني تاريخ سياهتان ماند.

شما كند ذهن ترين ، ضعيف ترين و رقيق ترين لايه ي همپالگي هاي خود هستيد و درست به همين دليل است كه محبوب ترين اين قشر بي ريشه در دانشگاه و مایه خنده و مضحکه فعالان دانشجویی هستید.



400 نفر از زبده ترين نيروهايي كه در اختيار داشتيد از قبل در دانشگاه مستقر كرديد ، دستگاه هاي فلزياب نصب كرديد ، تمام خبر چينها و چكمه پوشاني كه به زور سهميه وارد دانشگاه كرده بوديد بكار گرفتيد، تك تير انداز روي بام دانشكده ها مستقر كريد، اتوبوس اتوبوس عمله هاي خود را به جاي دانشجوهاي دانشگاه امير كبير وارد دانشگاه كرديد و سالن سخنراني را پر كرديد. بستيد و پلمپ كرديد و نرده و سيم كشيديد. تمام متدهايي كه از ساواكيهاي اكنون شريك شده ي خود و اساتيد موسادي آنها آموخته بوديد را پياده كرديد. جيبها را گشتيد، حتي از ورود بليطهاي اتوبوس شهري به سالن سخنراني « صاحبتان » جلوگيري كرديد اما حتي نتوانستيد از ورود عكس فعالان دانشجويي دربند نظامتان جلوگيري كنيد. ابله ها شما مي خواهيد انقلاب فرهنگي كنيد؟ شما مي خواهيد انقلاب علمي كنيد؟ شما مي خواهيد مخفيانه به یک قدرت هسته اي تبدیل شوید؟ جشن بگیرید و کیک خیرات کنید اما در این دمادم ریق رحمت سر کشیدن ، زیاد توهم نزنید و شلوغ نکنید.

«اعتراض» همچون ويروسي قوي در بين دانشجويان پلي تكنيك منتشر مي شود. اين ربطي به نامها و مكانها ندارد. اعتراض در بين دانشجويان پلي تكنيك سينه به سينه انتقال مي يابد. بازتوليد آگاهي ها و تجربيات از گذشتگان به آيندگان نه از طريق امكانات رسمي و انجمنها و كانونها كه از طريق ارتباطات گسترده ي دانشجويي صورت مي گيرد. این مطلبی است که شما از درک آن عاجزید زیرا که برای هر فعلی ابزاری لازم است و ابزار درک کردن مغز است و شما به جای مغز ، چماق و گاز اشک آور دارید. پس زیاد به این مسائل فکر نکنید.

گرچه به شخصه دفتر تحكيم وحدت و انجمنهاي اسلامي را يكي از جدي ترين مشكلات بر سر راه شكل گيري تشكلهاي واقعا مستقل غير رسمي دانشجويي مي دانم اما هيچ شكي ندارم كه انجمن دانشجويي پلي تكنيك مشروع ترين تشكل رسمي «موجود» دانشجويي در آن دانشگاه است. مشروعيتي حتي بالاتر از رئيس انتصابي غالب شده به دانشگاه امير كبير و « عمله هاي جوجه كباب سرو كن » آن. مشروعيتي بالاتر از آنكه نيروهاي فشار، مديريت ناكار آمد و غير دانشجويي و مدعيان جانشيني خدا بر زمين بتوانند با « هوچيگيري » و « زور ورزی » خود آن را از بين ببرند.

فعالان دانشجويي امير كيبير مي آيند، مبارزه مي كنند و بسته به وزن كار خود مورد خشم استنبداد واقع مي شوند و به « نحوي» از دانشگاه خارج مي شوند اما مبارزه همچنان ادامه خواهد داشت چرا که در دانشگاه شعور جاری است.

اگر می خواهید زحمات شبانه روزیتان برای آرام شدن فضای دانشگاه به ثمر برسد ورود به دانشگاه را برای غیر چکمه پوشان چماق به دست ممنوع اعلام کنید.
 

 
 

 

 
 

 

+ نوشته شده توسط امید در پنجشنبه 1386/02/20 و ساعت 20:51 |
امروز 12/2/86 روز معلم، حدود 1000 نفر جلوی اداره ناحیه 3 کرج جمع شده اند تا فریادشان را به گوش جهانیان و دیگر همکاران خود که هنوز برای سرنوشت و آزادی خود تصمیم نگیرفته اند تا به دیگر همکارانشان بپیوندند، ند برسانند.
آنجا فضای دیگر بود و این اتحاد و باهم بودن معلمان زیبایی خاصی داشت اگرچه کافی نبود.
معلمان آمده بودند تا به نابرابری و ظلمی که در این مدت اعتراضتشان بر آنان رفته بود ،فریاد کنند و پلاکاردهایی با مضمون
زندانی معلم آزاد باید گردد
آسایش، امنیت حق مسلم ماست
بهشتی آزاد باید گردد
آموزش رایگان حق فرزندان ماست
در دست داشتند. و بدون هیچ امکانات و بلندگو شعارهایی را سر دادند
این سبد عدالت است یا سند توهین است
رسانه خصوصی ملی باید گردد وزیر بی لیاقت اخراج باید گردد
بوی نفت ما را کشت سفره ها را باید شست
او در رفاه و ونعمت ما را کند نصیحت!
همه معلم هستیم هجدهم، مجلس هستیم
سیمای ضرغامی کجایی چه داری جز بدنامی
حقوق باز نشسته کم ارزش و شکسته
سپس نمایندگان معلمان درخصوص زندانیان معلم صحبت کردند و خواهان آزادی آنان شدند. و تهدید کردند که در صورت ازاد نکردن معلمان و هکارانشان
تحریم امتحانات تصمیم بعدی ماست
و از مجلس انتقاد کردند که مجلسیان نماینده های ما نیستند. نمایندگان واقعی ما همان افرادی هستند که در زندان به سر می برند.
یک توماری که برای آزادی معلمان و همکاران دربندشان بود توسط جمع امضاء شد. آقای گل بابا، دبیر دینی یکی از معلمان شروع به صحبت کرد و در صحبت هایش گفت : چند روز پیش فردی به من زنگ زد و ابتدا شفاها گفتند که مشمول انفصال از خدمت شده ام و بعد از 3 روز دوباره با منزل من تماس گرفتند و گفتند حکم انفصال از خدمت شما زده شده بیایید بیگیرید. قبل از اینکه به من تفهیم اتهام شود و فرصت دفاع از خود را داشته باشم در یک اقدام سریع انفصال از خدمت سه ماهه و کسر حقوق را برایم اجرا نمودند. با این وجود گفت لحظه ای و حتی گامی عقب نشینی نخواهیم کرد تا حقمان را بگیریم و جمعیت فریاد زند:
زنده باد گل بابا از معلم شجاع دفاع دفاع
آقای منظمی سخنانی را با یک بیت شروع کردند:
دشمن خویشیم و یار، ما را می کشد غرق دریاییم و ما را موج دریا می کشد
هفته گذشته متهم به اغتشاش و باج گیری شدم که منجر به انفصال از خدمت شدم . میلیون ها انسان زیر چکمه های اینان له می شوند، ما از حق خود دفاع کردیم و حقوقمان را طلب نمودیم، معلم بدون حرمت اجتماعی نمی تواند زندگی کند. از فرهنگ تعلیم و تربیت چیزی باقی نمانده ماآن را طلب می کنیم.
فردی دست او را با غرور بلند کرد و برایش هورا کشیدند
حسن پور یکی دیگر از معلمان بازداشت شده که در جلوی درب مجلس مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و به علت ضرب و شتم شدید که توسط لباس شخصی وارد شده بود، پرده گوشش پاره شده بود چنین گفت: ما به دنبال خواسته های صنفی و وعده هایی که رئیس جمهور قبل از به ریاست رسیدن داده بود هستیم. وعده هایی پوچ که مجلس فقط از آن سخن می گوید.
در این هنگام یک ماشین وانتی (سبزی فروش) به میان جمعیت آمد و روز معلم را تبریک گفت و با افتخار بلندگوی خود را در اختیار معلمان قرار داد . حسن پور با بلندگو ادامه داد الان آمده ام تا من هم مثل 184 نفر همکاران زندانی دیگرم دوباره به زندان برگردم و ادامه داد معلمی که می تواند به راحتی به کودک درس بیاموزد و او را با دنیای تازه ای آشنا کند، چطور منطق معلم را این آقایان نمی فهمند! ما سبد کالا را تحریم می کنیم و یکصدا فریاد زدند:
معلم با غیرت حمایتت می کنیم / معلم آزاده، آماده ایم آماده
فرد دیگری بلندگو را گرفت و گفت بسیاری از معلمان مدارس سبد کالا (شامل چند کیلو گوشت منجمد که تاریخ جنگ جهانی دوم بر روی آن حک شده بود، مقداری برنج تایلندی مقداری شکر و یک قوطی روغن 5 کیلویی) را به ادارات خود برگرداندند و دریافت سبد گدایی را در شان معلمان نمی دانند.
در این میان یک جانباز که از ناحیه پا قطع بود و با یک عصا تعادل خود را حفظ می کرد و شجاعانه گروه شعارها را رهبری می کرد صحنه جالبی را به نمایش گذاشته بود.
در آخر خبردارشدیم که متاسفانه ماشین وانتی (سبزی فروش) که بلندگو را در اختیار معلمان قرار داده بود در میدان سپاه به جرم ناخوانا بودن پلاک ماشین، وانت را خوابانده بودند.
در آخر قطعنامه ای خوانده شد که شامل موارد ذیل بود:
1- رئیس جمهور می بایست وعده هایی را که قبل از انتخابات ریاست جمهوری داده بود تماما به آن عمل کند.
2- به وضع مالی بازنشستگان رسیدگی شود، بازنشستگان وضعی به مراتب اسفناک تر از دیگران دارند.
3- مگر با چوب و چماق آمدیم، ما به جز حق خود مگر چیزی دیگر می خواهیم که با ما اینطور رفتار می کنند، دست از این رفتارهای خشونت بار بردارید و به انفصال خدمت ها خاتمه دهید.
4- بهشتی ، باغاتی، اکبری و دیگر نمایندگان معلمان را آزاد کنید.
5- احضاریه دادن به همکاران و به برخورد تهدید آمیز و ایجاد رعب و وحشت پایان دهید.

+ نوشته شده توسط امید در پنجشنبه 1386/02/20 و ساعت 20:36 |
نامه جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد شبستر
دانشجو ، واژه ای غریب برای جوانانی که با هزاران مکافات و بدبختی می توانند وارد دانشگاه شوند. امروزه در ایران ، دانشجو ضعیفترین و در عین حال مهمترین قشر جامعه بشمار می رود. هر چند نقش دانشجو و جنبش دانشجویی در راستای رسیدن به بسیاری از اهداف کلی کشورمان بر همگان معلوم و مبرهن می باشد ؛ و از طرفی دانشجو به عنوان قشر تحصیل کرده ، نقش تعیین کننده ای در پیشرفت فرهنگی و علمی کشور را دارا می باشد.
اما دانشگاه آزاد شبستر نیز همانند بسیاری از دانشگاه های این کشور دچار معایب و مشکلاتی است که باعث نارضایتی دانشجویان از دانشگاه می گردد.
اهم این مشکلات و معایب عبارتند از :
- محیط نامناسب دانشگاه مخصوصا" راه ورودی دانشگاه که راهی خاکی و سنگلاخ می باشد ، که مخصوصا" در فصول بارشی باعث اذیت و آزار دانشجویان می گردد. همچنین کمبود نیمکت ها در حیاط دانشگاه.
- کیفیت نامناسب غذای سلف دانشگاه که با تمام خواهشها و تذکرات قبلی دانشجویان همچنان به وضعیت قبلی صرف می شود.
- کاغذ بازی و بالا و پایین بردن دانشجویان که اکثرا" با رفتار نامناسب و اهانت آمیز مسئولان و مدیران همراه است هر چند این جزء مسئولیتها و وظایف مسئولان و مدیران باشد.
- برخورد نامناسب انتظامات دانشگاه با دانشجویان من الجمله در هنگام ورود به دانشگاه و اجباری کردن حجاب با چادر برای دختران و یا برخورد نادرست و خشن با دانشجویان دختر و پسری که در محیط دانشگاه با هم صحبت می کنند.
- تک استادیهایی که بعلت وضعیت خاص شان کمال سوء استفاده را از موقعیت خود جهت اذیت دانشجویان می کنند.
- وجود اساتیدی جوان با تجربهء بسیار کم برای تدریس و یا اساتیدی که بعلت کهنسالی زیاد ، فاقد معلومات به روز دروس تدریسی می باشند.
- وضعیت نامناسب کتابخانهء دانشگاه که به علت کمبود فضای لازم و سر و صدای زیاد آن هم در حالی که این محیط بوسیلهء میزهای مطالعه به دو بخش خواهران و برادران تقسیم بندی شده است.
- خفقان شدید فرهنگی و سیاسی دانشگاه که من الجمله نبود نشریه های مستقل دانشجویی یا فقدان برنامه های فرهنگی و همایش ها و نبود هیچگونه تشکل واقعی و مستقل دانشجویی.
- برخورد تحقیرآمیز و اهانت آمیز برخی از کارمندان حسابداری نسبت به دانشجویان در زمان ثبت نام ترمی و یا در طول ترم و سخت گیری های شدید آئین نامه امور مالی در حالی که بسیاری از دانشجویان به طبع دچار مشکلات شدید مالی هستند.
- شرایط بد سرویس های بهداشتی در داخل دانشگاهها.
- نبود وسایل نقلیه برای انتقال دانشجویان به دانشگاه شماره 3 یا بر عکس.
- جداسازی درب ورودی دانشگاه به دو درب ورودی خواهران و برادران و تفتیش چشمی شدید از طرف انتظامات دانشگاه و بسیجیان.
- کمبود کارگاهها و آزمایشگاهای مورد نیاز یا وسایل و ابزار لازم برای کارگاه ها و آزمایشگاهها که باعث کاهش کیفیت آموزشی می شود.
شایان ذکر است این واحد دانشگاهی با توجه به سابقهء فعالیت 19 ساله خود و با وجود بیش از ده هزار نفر دانشجوی در حال تحصیل به عنوان واحد بزرگ و برجستهء آموزشی بین دانشگاهای آزاد کشور شناخته می شود. لیکن همچنان با مشکلات و معایب ذکر شده که موجبات دلزدگی بسیاری از دانشجویان برای ادامه تحصیل و کاهش کیفیتی آموزشی و فرهنگی شده است ، دست به گریبان است.
با توجه به مشکلات و معایب گفته شده ، ما جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شبستر خواستار رسیدگی فوری به وضعیت موجود هستیم.
این بیانیه به هیچ گروه یا حزبی وابستگی نداشته ، تنها و تنها برای بهبود شرایط تحصیلی و فرهنگی ، دانشجویان این واحد دانشگاهی انتشار می یابد.

+ نوشته شده توسط امید در پنجشنبه 1386/02/20 و ساعت 20:30 |

بنا به اخبار رسیده٬ صبح روز ٥ شنبه ١٣ ارديبهشت ماه ، ساعت ١١ صبح ، احمد قصابان (‌مدير مسئول يكي از نشريات دانشجويي دانشگاه پلي تكنيك ) به همراه دوستش مجيد توكلي در خيابان مشغول پياده روي بوده كه توسط نيروهايي ناشناس ربوده شده است هنوز هيچ اطلاعي از وضعيت اين دانشجوي در دسترس نيست.

در همين روز مجيد شيخ پور - ديگر دانشجوي اين دانشگاه - نيز بازداشت شده كه البته يك ساعت پس از آن آزاد شده است . گفتني است که فضاي دانشگاه پلي تكنيك همچنان نا آرام است. روز شنبه ١٥ ارديبهشت تعدادي از دانشجويان اين دانشگاه با تجمع در برابر كلاس درس رييس دانشگاه (‌رهايي ) با شعارهايي در اعتراض به نحوه رياست وي و وضعيت نا مناسب دانشگاه خواستار پاسخگويي هر چه سريعتراو شدند.


+ نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1386/02/16 و ساعت 20:36 |
تجمع خانواده های بازداشت شدگان روز جهانی کارگر سنندج و دیگر شرکت کنندگان در این تجمع در مقابل شورای شهر که همچنان در محاصره مامورین لباس شخصی و انتظامی بود ،  پایان یافت.
همانطوری که در اطلاعیه خبری قبلی به اطلاع رساندیم چند نفر از تجمع کنندگان  به اسامی اسد ،  هادی  و حسن و دو نفر دیگر که متاسفانه اسامی انها فعلا در دست نیست به عنوان نماینده  تجمع کنندگان به داخل شورای شهر سنندج رفته بودند.
  این نمایندگان با خسرو دنیای عضو شورای شهر و انجمن حمایت از زندانیان شهر سنندج مذاکره کردند و در این مذاکره خسرو دنیای قول داده است که حتما موضوع را پیگیری خواهد نمود   و تجمع کنندگان اخطار داده اند که  فردا برای حصول نتیجه و آزادی بازداشت شدگان دوباره ساعت 9 صبح در مقابل شورای شهر به تحصن خود ادامه خواهند داد.
لازم به ذکر میباشد که این بازداشت ها هنوز ادامه دارد و طبق اطلاع رسیده مامورین  در طول شبانه روز گذشته با مراجعه به خانه افراد شرکت کننده در مراسم روز جهانی کارگر در شهر سنندج تعداد 6 نفر دیگر را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کرده اند.
هنوز از اسامی و مشخصات این 6 نفر اطلاعی در دست نیست به محض  کسب خبر دقیقتر از ماجرا به اطلاع خواهیم رساند.
از طرف خانواده های بازداشت شدگان 4 نفر وکیل برای دفاع از پرونده آنها  انتخاب گردیده است.


خبر از سايت اتحاد
کارگران، خانواده های کارگران بازداشتی و جمعهایی از اقشار مختلف مردم در اعتراض به بازداشت کارگران در مراسم اول ماه مه سنندج در حال تجمع در مقابل دادگاه میدان بسیج سنندج هستند. این در حالی است که قبل از ساعت ده صبح مامورین انتظامی و امنیتی زیادی در میدان بسیج مستقر شده اند و تلاش دارند تا مانع تجمع شوند. اما هر لحظه بر تعداد تجمع کنندگان افزوده میشود. مامورین انتظامی در برخورد با تجمع کنندگان، اسرین یوسفی همسر فارص گویلیان(فاروق گویلی) را که یکی از کارگران بازداشت شده است، مورد ضرب و شتم قرار داده و وی را تهدید به بازداشت کردند. طبق اخبار دریافتی تعدادی از بازداشت شدگان در زندان مرکزی سنندج بسر می برند اما از محل نگهداری شیث امانی رئیس هیئت مدیره اتحادیه، خالد سواری نایب رئیس هیئت مدیره اتحادیه و صدیق کریمی عضو هیئت مدیره اتحادیه، خبری در دست نیست.- اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار 15/2/1386



کمپین آزادی کارگران سنندج
اطلاعیه شماره 3

در پی تجمع کارگران و خانواده های دستگیر شدگان اول مه سنندج در جلوی دادگاه میدان بسیج در سنندج و ضرب و شتم اسرین یوسفی همسر فاروق گویلی از بازداشت شدگان توسط نیروهای امنیتی    تجمع کنندگان به جلوی شورای شهر سنندج واقعا در بلوار شبلی رفته اند و در حال حاضر چند نفر به عنوان نماینده تجمع کنندگان  به داخل ساختمان شورای شهررفته اند  و مسغول مذاکره با اعضای شورای شهر میباشند.
 لازم به یاد آوری میباشد که تجمع کنندگان تهدید شده اند که در صورت ادامه تجمع همه آنها را بازداشت خواهند نمود. محل تجمع در محاصره مامورین امنیتی و انتظامی میباشد و مانع از ورود مردم میشوند.
تاریخ 15/2/1386

http://k-sanandaj.blogfa.com/


خانواده‌هاي كارگران دستگير شده در راهپيمايي روز جهاني كارگر، مقابل دادگستري كردستان تجمع كردند
سنندج- خبرگزاري كار ايران

خانواده كارگران دستگير شده در سنندج، روز پنجشنبه13 ارديبهشت مقابل دادگستري كردستان تجمع كردند.
به گزارش ايلنا، به گفته خانواده دستگير‌شدگان، اين تجمع در اعتراض به دستگيري كارگراني است كه در روز جهاني كارگر مقابل اداره كار كردستان بازداشت شده‌‏اند.
يكي از اعضاي خانواده دستگير‌شدگان، در اعتراض به برخورد با كارگران، افزود: تعدادي از آن‌‌ها از نظر جسمي وضع خوبي ندارند و احتياج به درمان دارند.
همسر يكي از دستگير شدگان گفت :تجمع روز اول ماه مه صنفي بوده و كارگارن تجمع كننده جرمي مرتكب نشداند.
وي تاكيد كرد: چنين برخوردي شايسته كارگر نيست و به همين دليل از دولت مهر ورز در خواست داريم تا خانواده هاي ما را آزاد كند.



+ نوشته شده توسط امید در شنبه 1386/02/15 و ساعت 20:51 |

صدها کارگر در حالي که فرياد مي زدند"محمود صالحي آزاد بايد گردد" خواستار آزادي محمود صالحي شدند. وقتي جمعيت از ورزشگاه شيرودي خارج شد، در حاليکه اين شعار را تکرار مي کرديم نگاهم به پارچه نوشت بزرگي افتاد که روي پل هوايي نصب شده بود، "کارگر زنداني محمود صالحي آزاد بايد گردد" از اين پيروزي احساس خوشحالي مي کردم! اکنون خواست آزادي محمود به خيابان هاي تهران کشيده شده بود.

يادم مي آيد که در يادداشتي درباره ي محمود صالحي در همين وبلاگ و چند روز پيش از مراسم نوشته بودم: "محمود صالحي از فعالين کارگري است که سنت برگزاري مراسم مستقل اول ماه مه را در بدترين شرايط در کردستان زنده نگاه داشته است. به عبارت بهتر نام محمود صالحي با برگزاري مراسم مستقل  روز کارگر در ايران گره خورده است. او اثبات کرده است که به برگزاري مراسم اول ماه مه در کوهستان هاي کردستان و در اطراف شهرها يا در سالن هاي سربسته رضايت نمي دهد و خواستار کشيده شدن اين مراسم به خيابان هاست. جايي که توده هاي بي شمار کارگر مي توانند به شيوه اي راديکال به بيان خواسته هاشان بپردازند. امسال جنبش کارگري و متحدانش مراسم اول مه را نه فقط در کردستان بلکه در گوشه گوشه ي ايران برگزار خواهند کرد و شعار  آزادي محمود صالحي را سر خواهند داد و تاکيد خواهند کرد که با ايجاد صف همبستگي طبقاتي ونيروي مبارزه متحدانه محمود صالحي از زندان آزاد مي شود." به نظر قابل پيش بيني مي رسيد که محمود صالحي اين زبان گويا و راديکال طبقه ي کارگر ايران و مردم کردستان که سنت برگزاري علني مراسم روزجهاني کارگر را زنده نگه داشته است از مراسم 1may امسال حذف ناشدني است.

اين در شرايطي است که دوخردادي ها از هم اکنون مشغول جوسازي هستند تا مردم را به شرکت در انتخابات مجلس ترغيب کنند، به صورت متقابل جناح ديگر حکومت هم شروع به فعاليت کرده است. فکر مي کنم از همين حالا بايد تاکيد کنيم که مساله ي جنبش کارگري انتخاب بين آلترناتيوهاي بد و بدتر حکومت اسلامي و بورژوازي نيست. جنبش کارگري انتخاب خودش را کرده است! انتخاب ما محمود صالحي است! اين را در خيابان هاي تهران فرياد کشيده ايم و خواهيم کشيد!

+ نوشته شده توسط امید در شنبه 1386/02/15 و ساعت 20:48 |

 خامنه ای در جلسه روز گذشته( چهارشنبه دوم مه) با معلمان گفت که: " جامعه معلمان صبور است"  و "چون کوه در مقابل توطئه ها ایستاده اند" از طرف دیگر  بازداشت و دستگیری فعالانی که مراسم اول مه را برگزار کرده بودند، بویژه در سنندج، ادامه دارد. رفسنجانی در یک سخنرانی نیز گفته است که:


 "میخواهند کاری کنند که ما ناچار شویم به دوران خرداد ۶۰ بازگردیم"!
  هر دو مهره انقلاب اسلامی دارند به ظرفیتهای رژیم خود اشاره میکنند و دارند به مردم، به کارگران، به معلمان و به به زنان و دانشجویان و جوانان “تفهیم” میکنند، که فراموش نکنند با چه رژیمی و با چه سابقه ای در دست بردن به جنایت و کشتار طرف اند.
ظاهرا، اوضاع بین المللی و بن بستی که آمریکا در عراق با آن روبروست و کنفرانس شرم الشیخ و تقاضا از جمهوری اسلامی که برای این بن بست و شکست سیاستهای آمریکا، نقشی در ازا بایگانی کردن حمله نظامی به ایران بازی کند، سران رژیم را به یاد “مشت آهنین” سالهای ۶۰ و مقابله آنچنانی با “توطئه”ها سوق داده است.

اما بسیاری از پارامترها و عوامل سیاسی و اجتماعی در جامعه ایران چنان تغییر کرده است که رژیم اسلامی را ناچار میکند خواب و خیال تکرار صحنه های کشتار های دسته جمعی و دست بردن به سرکوب خشن و عریان و رو در رو با مردم را با احتیاط زمزمه کنند. اگر خامنه ای از یکطرف چماق اسلامی و سیمای بیرحم رژیم را در برابر معلمان کشور  نمایش میدهد، در ابتدای همان جلسه”فرشیدی”  وزیر آموزش و پرورش اعلام کرد:

" برای رفع مشکلات معیشتی معلمان، بودجه آموزش و پرورش ۶۰ در صد افزایش یافته است و در سال ۸۵
۲۲ هزار واحد مسکونی و زمین به فرهنگیان واگذار شد، ضمن آنکه بودجه واق قرض الحسنه فرهنگیان نیز ۱۲
برابر شده و برای تکمیل پوشش بیمه ای معلمان هم شرکت بیمه معلم ایجاد شده است. "

صرفنظر از اینکه چنین وعده هائی در رژیم اسلامی تا چه اندازه واقعا عملی بشوند یا نه، اعلام این قول و قرار نه از “رافت” اسلامی مقامات رژیم سرچشمه گرفته است و نه از احترام آنان به “تعلیم و تعلم”. این آشکارا کرنش در برابر مبارزات و اعتراضاتی است که معلمان ایران چند سال است آنرا پیگیری میکنند، تجمع کرده اند، مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند، بازداشت شده اند و باز امر و خواست واقعی و عادلانه خود را رها نکرده اند. رژیم اسلامی به این ترتیب اذعان کرده است که توان دست بردن به مشت آهنین سالهای ۶۰ و براه انداختن موج کشتار آن سالها و سال ۶۷ را ندارد.
  از سوی دیگر، علیرغم هر توطئه ای، علیرغم مصافی که ما گوشه ای از آن را با کارگران شرکت واحد دیده ایم، طی این سالها، کارگران بطور مداوم در صحنه رویاروئی های وسیع با جمهوری اسلامی بر سر دستمزدهای معوقه، حق تشکل و جلوگیری از بیکار سازیها و بستن و تعطیل مراکز کار و دفاع از حق  برپاکردن مراسم اول ماه مه بوده اند. دستگیریهای کارگران بخاطر مراسم اول مه، شاید تلاش رژیم و ظرفیت آن در دست بردن به خشونت عریان را به نمایش بگذارد و این هیچگاه نباید از ذهن کارگران و مردم ایران و فعالان عرصه های اجتماعی دور بماند، ممکن است بازداشت و محکومیت شماری از فعالان زنان که به قوانین اسلامی و تبعیضهای چندش آور علیه زنان معترض بودند، نشانی از ظرفیت بالای جنایت و بی رحمی را نشان بدهد. اما یک واقعیت را نباید از دیده پنهان کرد:
جامعه ایران، با مکانیسمهای درونی آن، با یا بدون شرم الشیخ، با یا بدون بحران و بن بست آمریکا در عراق، از قانونمندیها و مکانیسمهای پا برجا تری تبعیت میکند. مردم ایران، رژیم اسلامی را نمیخواهند، جامعه ایران تن به تسلیم به یک رژیم مذهبی و اسلامی نداده است و تن نمیدهد. در این جامعه نیروی اجتماعی طبقه کارگر، علیرغم همه محدودیتها و سالها کشتار و جنگ و سرکوب، همیشه در صحنه بوده است و تن به بردگی اسلامی زنجیر و اسارت سرمایه داری نداده است، زنان به سران رژیم فهمانده اند، که تحمیل زندگی با معیارهای دوران بیابانگردی و راه آمدن به زندگی کنیزان حرم مفت خورها و جنایتکاران اسلامی، یک توهم پوچ و ارتجاعی است، جوانان به عنوان نسلی که هیچ رابطه و علقه ای نه به تاریخ عروج اسلام سیاسی در ایران و نه به موازین نهی از منکرات اسلامی نداشته اند، نیروئی غیر قابل حذف اند. رژیم اسلامی گرچه همیشه در مقاطع مهم به ظرفیتهای جنایتکارانه اسلامی اش دست برده است، اما در برابر این نیروهای واقعی، که حاضر نیستند و حاضر نبوده اند که سطح توقعاتشان از زندگی، از مقام و منزلت انسانی را پائین بیاورند، چاره ای جز تسلیم ندارد. مردم در کنار دیدن ظرفیت جنایت از سران رژیم، باید به نقطه قوتهای خود تکیه کنند.
۳ مه ۲۰۰۷

+ نوشته شده توسط امید در شنبه 1386/02/15 و ساعت 20:46 |